تبليغاتX
حسین تشنه لب

حسین تشنه لب

مذهبی.اونایی که به آقامون حسین(ع)ارادت دارن بیان

آیا امام حسن مجتبی(ع) «مِطلاق» بود؟ تأملی در احادیث کثرت طلاق

28 صفر، سالروز شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) میباشد. به شهادت رساندن حضرت(ع) ظلم بزرگی بود که بر وی و بر جامعه اسلامی رفت ولی خدشه‏دار نمودن شخصیت آن بزرگوار، ستم تاریخی مضاعفی است که در حق آن پیشوای راستین روا داشته شده است. آنچه میخوانید نقدی کوتاه بر بخشی از این ستم تاریخی است که به بهانه ایام شهادت آن بزرگوار تقدیم میشود.
یکی از آفتهای بزرگ و ویرانگری که در تاریخ اسلام بروز کرد و در دوره‏هایی شیوع و رواج بسیار داشته، جَعْل و وضع حدیث است. ساختن حدیث و انتساب آن به پیشوایان دینی به انگیزه‏های سیاسی، مذهبی و ... از دوران حکومت بنیامیه، نضج گرفت و در دوران بنیعباس دوام یافت.
جعل و وضع، گاه برای پیراستن شخصیتهای منفور و آلوده حاکم اموی و عباسی صورت میپذیرفت و گاه برای تخریب و ضربه زدن به شخصیتهای برجسته.
امام حسن مجتبی(ع)، سبط اکبر پیامبر(ص) و دومین امام معصوم، از شخصیتهایی است که تیر مسموم وضع و جعل آن بزرگوار را نشانه رفته و نسبتهای ناروایی در قالب حدیث و روایت به وی داده شده است. روایتهایی از امامان شیعه نقل شده که ایشان، بسیار زن میگرفت و بسیار طلاق میداد تا آنجا که پدرش حضرت علی(ع) بر منبر رفت و مردم کوفه را از این امر بر حذر داشت. این روایتها که مبنای تحلیلهای نادرستی پیرامون شخصیت آن بزرگوار قرار گرفته، زمینه برداشتهای فقهی قابل تأملی نیز شده است. برخی فقها و محدثان بر پایه همین احادیث، فتوا به جواز تعدد طلاق داده‏اند.(1)
در این مقال، تلاش میشود روایتهایی که امام مجتبی(ع) را «مِطْلاق» (بسیار طلاق دهنده) معرفی کرده مورد نقد قرار گرفته و بیمایگی و سستی آنها بر ملا گردد.
مع‏الاسف، این روایتها هم در منابع حدیثی و تاریخی شیعی آمده و هم در کتب تاریخ اهل سنت. نخست به نقلهای مختلف این مطلب اشاره میشود و سپس به پاسخگویی و نقادی آن میپردازیم. در نقل روایتها ترتیب تاریخی و زمانی کتب را منظور میداریم تا نقد به سهولت انجام شود.
1ـ اولین کتاب حدیثی شیعه که این مطلب در آن نقل شده کتاب محاسن برقی، نوشته احمد بن‏ابی عبداللّه‏ برقی(م274 یا 282ق) است:
عن ابن محبوب عن أبی عبداللّه‏(ع) قال: اتی رجل امیرالمؤمنین(ع) فقال له: جئتک مستشیرا. ان الحسن و الحسین و عبداللّه‏ بن‏جعفر خطبوا الیّ، فقال امیرالمؤمنین(ع): المستشار مؤتمن؛ اما الحسن فانه مطلاق و لکن زوّجها الحسین(ع) فانه خیر لابنتک.
مردی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: میخواهم مشورت کنم. حسن و حسین و عبداللّه‏ بن‏جعفر از دخترم خواستگاری کرده‏اند [به کدام دختر دهم؟ [حضرت فرمود: کسی که مورد مشورت قرار گیرد؛ امین است. بدان حسن، بسیار طلاق میدهد. دخترت را به حسین تزویج کن زیرا برای دخترت بهتر است.
2ـ پس از محاسن، روایتهایی در این زمینه در کتاب کافی نوشته محمد بن‏یعقوب کلینی(م329ق) نقل شده است.
الف) عدة من اصحابنا عن احمد بن‏محمد عن محمد بن‏اسماعیل بن‏بزیع عن جعفر بن‏بشیر عن یحیی بن‏ابیالعلاء عن ابیعبداللّه‏(ع) قال: ان الحسن بن‏علی(ع) طلّق خمسین امرأة فقام علی(ع) بالکوفة فقال: یا معشر اهل الکوفة لا تنکحوا الحسن فانه رجل مطلاق، فقام الیه رجل فقال: بلی و اللّه‏ لننکحنّه فانه ابن رسول اللّه‏(ص) و ابن‏فاطمة فان اعجبه امسک و ان کره طلّق.(2)
امام صادق(ع) فرمود: حسن بن‏علی پنجاه زن را طلاق داد. تا آنکه حضرت علی(ع) در کوفه به پا خاست و فرمود: ای کوفیان، به حسن دختر ندهید زیرا بسیار طلاق میدهد. مردی بر پا خاست و گفت: به خدا سوگند، چنین میکنیم. او فرزند رسول خدا(ص) و فاطمه است، اگر خواست همسرش را نگه میدارد و اگر نخواست طلاق میدهد.
ب) حمید بن‏زیاد عن الحسن عن محمد بن‏سماعة عن محمد بن‏زیاد بن‏عیسی عن عبداللّه‏ بن‏سنان عن ابیعبداللّه‏(ع) قال: ان علیا(ع) قال و هو علی المنبر لا تزوّجوا الحسن فانه رجل مطلاق. فقام رجل من همدان فقال: بلی واللّه‏ لنزوّجنه و هو ابن رسول اللّه‏ و ابن امیرالمؤمنین(ع) فان شاء امسک و ان شاء طلّق.(3)
امام صادق(ع) فرمود: علی(ع) بر منبر فرمود: به حسن دختر ندهید زیرا او مردی
پرطلاق است. مردی هَمْدانی بلند شد و گفت: به خدا سوگند چنین خواهیم کرد زیرا او فرزند رسول خدا و امیرالمؤمنین است. اگر خواست همسر را نگه دارد و اگر نخواست طلاق میدهد.
3ـ پس از کافی، این مضمون در کتاب دعائم الاسلام، نوشته نعمان بن‏محمد تمیمی قمی(م363ق) آمده است:
عن ابیجعفر محمد بن‏علی(ع) انه قال: قال علی(ع) لاهل الکوفة: یا اهل الکوفة لا تزوّجوا حسنا فانه رجل مطلاق.(4)
امام باقر(ع) فرمود: علی(ع)، کوفیان را مخاطب ساخت و فرمود: به حسن زن مدهید زیرا که بسیار طلاق میدهد. پس از این سه کتاب، کتب روایی دیگر با همین اسناد به نقل
* امام حسن مجتبی(ع)، سبط اکبر پیامبر(ص) و دومین امام معصوم، از شخصیتهایی است که تیر مسموم وضع و جعل آن بزرگوار را نشانه رفته و نسبتهای ناروایی در قالب حدیث و روایت به وی داده شده است.
این احادیث پرداخته‏اند.
شیخ حرّ عاملی(م1104ق) در کتاب وسائل‏الشیعة، دو روایت کافی(5) و روایت کتاب محاسن(6) را نقل کرده است. پس از وی، علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار به نقل این احادیث پرداخته است. وی روایت محاسن(7) و کافی(8) را نقل کرده و به جز آن از مناقب ابن‏شهر آشوب(9) نیز همین مضامین را روایت کرده است.
همچنین محدث نوری، در کتاب مستدرک الوسایل، روایت کتاب دعائم الاسلام(10) و مطلب نقل شده در مناقب ابن‏شهر آشوب(11) را روایت کرده است.
به جز کتب حدیث، در پاره‏ای از کتب تاریخی که شیعیان تحریر کرده‏اند نیز این مطلب بازگو شده است. ابن‏شهر آشوب(م588ق) در کتاب مناقب از قوت القلوب ابوطالب مکی، آن را روایت کرده است.
این مضامین در کتب حدیثی اهل سنت دیده نشد اما در تعدادی از کتب تاریخی آنان روایت شده؛

در این مجموعه نقلها و اسناد، یک مطلب دست به دست گشته و آن اینکه امام مجتبی(ع) مطلاق (پرطلاق) بود و پدر بزرگوارش مردم را از همسر دادن به فرزندش باز میداشت. چرا که وی، زنان را نگه نمیداشت و به سرعت طلاق میداد. و در پاره‏ای نقلها چنین آمده که حضرت علی(ع) از این عمل فرزندش هراس داشت که شاید سبب دشمنی و کینه قبایل را هم فراهم آورد.(21)
حال، سخن این است که آیا این نقلها از صحت و سلامت تاریخی برخوردار است و آیا چنین بوده که امام مجتبی(ع) این حد، ازدواج میکرد و طلاق میداد که یک بحران خانوادگی را برای آل علی(ع) سبب شود؟
به نظر میرسد شواهد تاریخی، عقیدتی فراوان در دست است که نادرستی این نقل را روشن میسازد و بهترین راه برای نقد نیز همین است. اینکه برخی پژوهشگران به جای نقد این مطلب به نقد نویسندگان و کتب پرداخته‏اند و محاسن برقی، قوت القلوب و ... را زیر سؤال برده‏اند(22)، شاید قرین صحت نباشد، چرا در همین کتب و از همین نویسندگان، مطالب فراوان و درستی نقل شده و مورد اعتماد و استناد است. به سخن دیگر، به جای آنکه نادرستی یک یا چند نقل به اثبات رسد روا نیست، یک کتاب یا یک مجموعه از رده خارج گردد.
شواهدی که به گمان ما بر نادرستی این نقلها دلالت دارد عبارت است از:
یک. امام مجتبی(ع) در نیمه رمضان سال دوم یا سوم هجری به دنیا آمد و در 28 صفر سال 49 هجری از دنیا رفت. عمر ایشان 46 یا 47 بیشتر نبود. اگر اولین ازدواج حضرت در 20 سالگی باشد، تا سال شهادت پدر یعنی سال 40 هجری، یعنی در فاصله 18 یا 17 سال، باید این تعداد ازدواج و طلاق صورت گرفته باشد که امری نامعقول است.
توضیح مطلب، آن است که طبق نقل ابوطالب مکی امام مجتبی 250 یا 300 زن گرفت که پدر را به ستوه آورد و علی(ع) در یک سخنرانی اعلام داشت به حسن زن ندهید زیرا پرطلاق است.(23) این بدان معنا است که هر ماه، بیش از یک زن گرفته باشد و بسیاری از آن ازدواجها به طلاق منجر شده باشد، زیرا نمیتوان بیش از چهار زن دائم داشت.
آیا چنین امری معقول و پذیرفته است. با توجه به اینکه آن حضرت در دوران پنج ساله حکومت پدر در تمامی سه جنگ نهروان، جمل و صفین شرکت داشت.
دو. بیشتر روایتهایی که در کتب حدیث آمده منقول از امام صادق(ع) است، یعنی این مطلب یک قرن پس از زمان امام مجتبی(ع) مطرح میشود چرا که وفات امام صادق(ع) در سال 148 هجری و شهادت امام مجتبی(ع) در سال 48 هجری رخ داد. قابل تأمل است که این سخن در همان اوان، بر زبان منصور دوانیقی دشمن سرسخت ائمه(ع)، جاری میشود. مسعودی، سخنرانی منصور را در جمع خراسانیها چنین نقل کرده است:
ان ولد آل ابیطالب ترکناهم و الذی لا اله الا هو و الخلافة فلم نعرض لهم لا بقلیل و لا بکثیر فقام فیها علی بن‏ابیطالب(ع) فما افلح و حکم الحکمین، فاختلف علیه الامة و افترقت الکلمة ثم وثب علیه شیعته و انصاره و ثقاته، فقتلوه، ثم قام بعده الحسن بن‏علی فواللّه‏ ما کان برجل عرضت علیه الاموال فقبلها، و دسّ الیه معاویة انی اجعلک ولی عهدی، فخلعه، و انسلخ له مما کان فیه و سلّمه الیه، و اقبل علی النساء یتزوج الیوم واحدة، و یطلّق غدا اخری، فلم یزل کذلک حتی مات علی فراشه.(24)
«سوگند به خداوند که فرزندان ابوطالب را با خلافت وا نهادیم، و به هیچ روی متعرض آنان نشده‏ایم، تا آنکه علی بن‏ابیطالب خلافت را به دست گرفته و آن زمان که موفق نشد در حکومت، تن به حکمیت داد. مردم اختلاف کردند و سخنشان گوناگون شد تا گروهی بر او هجوم آورده و او را کشتند. پس از وی، حسن بن‏علی به پا خاست. او مردی نبود که اگر اموالی بر او عرضه میشد، بستاند. معاویه با حیله او را ولیعهد خود کرد. و سپس او را خلع کرد. او به زنان رو آورد. روزی نبود که ازدواج نکند یا طلاق ندهد. تا آنکه در بستر از دنیا رفت».
سه. اگر چنین امری واقع شده بود باید دشمنان حضرت در زمان حیاتش، این امر را بر ایشان خُرده میگرفتند و در مناظرات و اعتراضهایی که بر حضرت داشتند بر این نکته ـ که اگر صحیح بود نقطه‏ضعف بزرگی به شمار میرفت ـ انگشت میگذاشتند. ولی چنین امری از آن دوران، گزارش نشده است.
چهار. تعداد همسران و فرزندان و دامادانی که برای حضرت در کتب تاریخ آمده، با این رقمها سازگاری ندارد. بیشترین تعداد فرزندان را 22 و کمترین را 12 گفته‏اند و تنها 13 نام به عنوان همسر، برای ایشان ذکر شده که ترجمه و شرح حال بیش از سه تن آنان در دست نیست و نیز بیش از سه داماد برای آن بزرگوار در کتب تاریخ، گزارش نشده است.(25)
اینها شواهدی تاریخی بود که بر سستی این نقلها گواهی میداد، به جز آن شواهد غیر تاریخی که به معارف دینی برمیگردد، نیز در دست است که بدان اشاره میشود.
پنج. روایتهای بسیاری بر مبغوضیت‏طلاق دلالت دارد. این روایتها در کتب حدیث شیعه و اهل سنت به نحو مکرر، نقل شده است:
رسول خدا(ص) فرمود: ابغض الحلال الی اللّه‏ الطلاق.(26)
منفورترین حلالها نزد خداوند، طلاق است.
* اگر چنین امری واقع شده بود باید دشمنان حضرت در زمان حیاتش، این امر را بر ایشان خُرده میگرفتند و در مناظرات و اعتراضهایی که بر حضرت داشتند بر این نکته انگشت میگذاشتند.
امام صادق(ع) فرمود: تزوّجوا و لا تطلقوا فان الطلاق یهتزّ منه العرش.(27)
ازدواج کنید و طلاق ندهید زیرا طلاق عرش خداوند را به لرزه میآورد.
و نیز امام صادق(ع)، از پدرشان نقل میکند: ان اللّه‏ عز و جل یبغض کل مطلاق و ذوّاق.(28)
خداوند کسی را که بسیار طلاق دهد و به دنبال تنوع ذائقه جنسی باشد، دشمن میدارد.
و بر پایه همین روایات، گروهی از فقهای شیعه و اهل سنت فتوا به کراهت طلاق در صورت سازگاری اخلاقی زن و شوهر داده‏اند.(29) و فقهای حنفیه در چنین فرضی طلاق را حرام میدانند.(30)
حال آیا میتوان گفت امامی معصوم به طور مکرر دست به چنین عملی زند و این عمل، توجیهی نداشته باشد که پدرش هم اقدام به جلوگیری از آن نماید.
و بر اینها بیفزاییم چگونه ممکن است چنین اعمالی از شخصیتی که 20 بار پیاده حج گذارد سر زند. کسی که چنین با خداوند نیایش میکرد:
«انی لأستحیی من ربی ان القاه و لم امش الی بیته» فمشی عشرین مرة من المدینة علی رجلیه.(31)
من از پروردگارم حیا میکنم که او را ملاقات کنم در حالی که پیاده به سوی خانه او نرفته باشم. این بود که 20 بار پیاده از مدینه به حج رفت.
و کسی که عابدترین و زاهدترین انسان زمانش بود.(32)
شش. صفت «مطلاق» (پرطلاق)، در جاهلیت نیز مذموم بود. وقتی خدیجه(س) به عمویش ورقه، از خواستگارانش سخن گفت و با وی مشورت کرد که به کدام پاسخ مثبت دهد، ورقه جواب داد: شیبه بسیار بدبین است، عقبه پیرمرد است، ابوجهل مردی متکبر و بخیل است، صلت مردی مطلاق است. آنگاه خدیجه(س) گفت: نفرین خدا بر اینها باد، ولی آیا میدانی مرد دیگری هم از من خواستگاری کرده است ....
چگونه خصلتی که در جاهلیت مورد ذم و سرزنش بود و مردمان آن دوره حاضر نبودند به چنین مردی زن دهند، آن وقت حضرت علی(ع) فرزند زاهد و پارسای خود را چنین وصف کرده باشد؟!
لذا با توجه به این نقدهای ششگانه نمیتوان این مضامین را پذیرفت.
خلاصه سخن در این نوشتار این شد که:
1ـ روایتهایی در منابع حدیثی و تاریخی دلالت دارد که امام حسن مجتبی(ع) بسیار ازدواج میکرد و بسیار زنانش را طلاق میداد تا آنجا که سبب اعتراض پدر شد.
2ـ بر پایه این روایتها تحلیلهای تاریخی و استنباطهای فقهی، صورت گرفته است.
3ـ شواهد تاریخی و عقیدتی بر نادرست بودن این روایتها دلالت دارد که به شش مورد اشاره شد.
4ـ از این روایتها به جهت سستی و نادرستی، نمیتوان هیچ حکم فقهی را استنباط کرد، چنان که تحلیل شخصیت بر مبنای اینها نادرست است.
5ـ طلاق، مبغوض‏ترین حلال خداوند است و تکرار آن بر مبغوضیت و منفوریت آن میافزاید.(33)

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

لينك مطلب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سالگرد رحلت جانگداز امام خمینی (ره) و سالروز قیام 15 خرداد را تسلیت عرض می نمایم.

 

گزیده ای از سخنان امام (ره) انتخاب کردم که برای شما دوستان می نویسم امید است با عمل به این سخنان گهربار خود را به آرمان های آن مجاهد فی سبیل الله نزدیک کنیم

ان شا الله

·        آیا نیامده وقت آنکه در صدد اصلاح نفس برآییم و برای علاج امراض آن قدمی بر داریم؟ سرمایه جوانی را به رایگان از دست دادیم ، و با غرور نفس و شیطان ، جوانی را که باید با آن سعادت های دو جهان را تهیه کنیم از کف نهادیم . اکنون نیز درصدد اصلاح بر نمی آییم تا سرمایه حیات هم از دست برود و با خسران تام و شقاوت کامل از این دنیا منتقل شویم.

·        عزیزا! از خواب گران برخیز و این امراض گوناگون را با قرآن و حدیث علاج کن و دست تمسک به حبل الله متین الهی و دامن اولیای خدا زن !پیغمبر خدا(ص)این دو نعمت بزرگ را برای ما گذاشت که به واسطه تمسک به آنها از این گودال ظلمانی طبیعت ، خود را نجات دهیم و از این زنجیرها و غل ها خلاصی پیدا کنیم و به سیره انبیا و اولیا متصف شویم

·        بدان که اگر قدمی در راه سعادت زدی و اقدامی نمودی و با حق تعالی مجده از سر آشتی بیرون آمدی و عذر ماسبق خواستی ، درهایی از سعادت به رویت باز شود و از عالم غیب از تو دستگیری ها شود

·        گاهی علم توحید انسان را به جهنم می فرستد، گاهی علم عرفان انسان را به جهنم می رساند ،گاهی علم فقه انسان را به جهنم می فرستد،با علم درست نمی شود تزکیه می خواهد

·        خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ شخصیتی پیدا کند، که خود را می بازد و گم می کند.

·        اگر دستت از این عالم که مزرعه آخرت است کوتاه شد ،دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نتوانی کرد

·        برای زنده نمودن دل ، ذکر خدا به خصوص اسم مبارک ((یا حی یا قیوم)) با حضور قلب مناسب است[1].

التماس دعا

                                 

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

لينك مطلب

       

 

درس مقاومت حسین بن علی یک درس فراموش نشدنی است . انسانی فریاد برآورد که در زیر آسمان جز آن چند نفر آدمهایی که با او یار و صمیمی بودند کسی به فریاد او جواب نمی دهد . در روی زمین یک نفر جز همان چند نفری که دوروبر امام حسین بودند وجود نداشت که حاضر باشد پا به پای او تا آخر بیاید . دیدید دیگر ، مردم کوفه و شعارها و این حرفها بود همان طور که تا اندکی قبل از خطر همه شان در رفتند .

حسین بن علی تنها ماند و امام حسین اینها را می دانست و در آن شرایط عجیب مقاومت کرد البته این مقاومت از ده سال قبل شروع شده بود ، بلکه به یک معنا از 20 سال قبل شروع شده بود از زمان فوت امیرالمؤمنین(ع) که بیست سال بود تا حادثه عاشورا . از زمان فوت امام حسن (ع) تا حادثه عاشورا ده سال بود هر کدام از اینها یک خصوصیاتی دارد که حالا در صدد بیان آنها نیستم .

اما این مقاومت از دیرباز شروع شده بود ، زمانی که یزید بر سر کار آمد این مقاومت این شکل را گرفت . شکل تند ، افشاگرانه ، بی محابا و امام حسین معلم مقاومت آگاهانه است و کار حسین بن علی فقط مقاومت هم هست دیگر می بینید ، آنها فشار آوردند در مدینه که باید بیعت کنی ، گفت نمی کنم ، فشار خیلی سخت بود . مسن ترین ها که خب سالیان درازی را در دوران طاغوت گذراندند خوب می دانند من چه می گویم . تحمیلهای طاغوت ، آقا بیا عضو حزب رستاخیز بشو، آقا بیا در فلان جا مثلا فرض کن که در فلان مراسم شرکت کن ، آقا فلان پول را بده ، آقا فلان جا بیا ، آقا فلان کار را بکن ، این فشارهایی که روی مردم می آوردند ، مگر کسی جرأت داشت نفس بکشد ...

حالا در زمان طاغوت یک نفر صریحا علنا بگوید آقا بنده حکومت شما را قبول ندارم و حاضر نیستم با شما بیعت کنم ، خیلی قدرت می خواهد . در حالی که آنها هم هیچ ملاحظه ای نداشتند هیچ ، همه کار حاضر بودند بکنند .

یزید یک حاکم مست لایعقل جری گستاخی بود که همه کار حاضر بود بکند یعنی حاضر بود امام حسین را با همه فرزندانش و همه دوروبری هایش قتل عام کند به خاطر همین قضیه ، و مگر نکرد ؟ یک چنین وضعیتی . در مدینه گفتند بیعت کن گفت نمی کنم آمد مکه ، در مکه فشار رویش زیاد شد دید که این جا بناست همه کارها را انجام بدهند و موج آب رویش را بپوشاند ، تمام بشود قضیه . نخواست بگذارد این کار بشود حرکت کرد و تا یک نهضت ایجاد کند اگر چه آن نهضت در پایان به همان عاقبت منتهی خواهد شد ، بلند شد آمد کوفه و در بین راه کوفه با فشارها مقاومت کرد ، باز هم هی آمدند ، هی ملاقات ، هی نمی دانم فلان بالاخره هم به آن جنگ رسید . باز مقاومت کرد تا شهید شد .

یعنی سمبل مقاومت ، رمز مقاومت ، منتها مقاومت آگاهانه مقاومتی که می داند می خواهد چه کار کند هدفش چیه . این بایستی برای ملتها ، برای دولتها ، برای شخصیتها ، برای ملت انقلابی خودمان یک اسوه باشد ، یک الگو باید باشد .

                 

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و ششم اسفند 1385

لينك مطلب

فرهنگ و تمدن> آداب، رسوم و آئین‏ها> سوگواریها> عزاداری محرم و صفر> شیوه‏های عزای حسینی

                   

 

مداحان اهل بیت،که با ذکر مصیبت و ذکر فضایل خاندان وحی،مجالس حسینی راگرم و اشک عاشقانه شیعیان آل الله را جاری می‏سازند،از عوامل مهم بقاء فرهنگ‏عاشورایند.مداح،در اصطلاح شیعی،به کسانی گفته می‏شود که در ایام ولادتها وشهادتهای ائمه‏«ع‏»در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعاری در فضایل و مناقب محمد وآل محمد،یا در مظلومیت آنان می‏پردازند.ولی اغلب،به مرثیه خوانان حسینی گفته‏می‏شود که با خواندن شعر مرثیه و ذکر مصیبت،اهل مجلس را می‏گریانند.«مداح:روضه‏خوانی که ایستاده در پیش منبر به شعر،مدایح اهل بیت و مصائب آنان را خواند،آنکه‏ایستاده در کنار منبر در مجالس روضه خوانی،یا روان در کوی و بازار،اشعار مدایح‏اهل بیت را به آواز بخواند.» (1) مداحی اهل بیت و نوحه خوانی در سوگ آنان،از جمله کارهایی است که حادثه‏عاشورا را زنده نگهداشته است.ائمه نیز از مداحان و ذاکران، تقدیر و تشویق می‏کردند،صله می‏دادند،دعا می‏کردند و برای این کار،فضیلت و ثواب بسیار می‏شمردند. امام‏صادق‏«ع‏»فرموده است:«الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی‏لنا»، (2) خدا را سپاس که در میان مردم،کسانی را قرار داده که به سوی ما می‏آیند و ما رامدح و مرثیه می‏گویند.و حضرت رضا«ع‏»در تشویق دعبل به مرثیه خوانی در ایام عزای‏حسینی فرمود:«یا دعبل!احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینااهل البیت‏» (3) ای دعبل،دوست دارم برایم شعر بسرایی و بخوانی،چون این روزها،روزهای اندوه ما اهل بیت است.همین گونه مجالس و برنامه‏ها،آن شهادت عظیم و حادثه‏شگفت را با مرور اینهمه سال،همچنان زنده نگهداشته و به برکت آن نیز،دین واحساسات دینی و انس و آشنایی مردم با خط اهل بیت زنده مانده است.به تعبیر امام‏خمینی‏«قدس سره‏»:«روضه سید الشهدا،برای حفظ مکتب سید الشهدا است...این گریه‏هاو این روضه‏ها حفظ کرده مکتب را.» (4) مداحی،نوعی الگو دادن به مخاطبان و شخصیت‏پردازی اجتماعی و الگویی برای جامعه ارزشی است،سنگری برای پراکندن و نشرفضیلتها در قالبی مؤثر و فراگیر نسبت‏به همه است و مداحان به خاطر اهمیت کارشان درجامعه و در شکل دهی افکار و عواطف،نقش مهمی دارند و فلسفه اساسی مداحی،ترویج‏خوبیها و تبیین روحیه‏های والای شهیدان کربلا و دمیدن روح تعهد و حماسه درشیعه است و یک عشق و ایمان است،نه یک حرفه و شغل.به تعبیر آیة ا...خامنه‏ای:

«جامعه مداح و ذاکر و ستایشگران اهل بیت،طبقه‏ای هستند که در سایه این روش،بیشترین تاثیر را در تعمیق فرهنگ و معارف اسلامی در ذهن مردم دارند...قضیه،فقطقضیه شعر خوانی نیست.مساله،مساله پراکندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبی است که‏برای همه شنوندگان،قابل فهم و درک باشد و در دل آنها تاثیر بگذارد.» (5) مداحان،به لحاظ آنکه کارشان بر عنصر«صدا»،«شعر»،«اجرا»و«مخاطب‏»متکی‏است،باید هر چه بیشتر نسبت‏به آموزش دیدنهای لازم،پختگی اجرا،تمرین پیوسته،گزینش شعرهای خوب و پر معنی و زیبا و بدیع و ولایی،مطالعه مقتلهای معتبر و منابع‏تاریخی،تکیه روی اشعار و مطالب اخلاقی،فکری و عقیدتی،پرهیز از غلو و مبالغه وگفتن حرفهای اغراق آمیز و غیر قابل قبول که اثر منفی دارد، اهتمام ورزند،از دروغ وتصنع و بازارگرمی بپرهیزند،خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نکنند،نوکری‏ابا عبد الله الحسین و اخلاص نسبت‏به آن حضرت را از یاد نبرند و از آنجا که شعر خوب‏از نظر مضمون،قالب و تعبیر،در دلها و افکار، تاثیر ماندگار می‏گذارد،در شناخت ومطالعه و انتخاب شعرهای پخته و عمیق و زیبا بکوشند تا بهتر بتوانند در این سمت، به‏ترسیم چهره الگوهای کمال و اسوه‏های پاکی،یعنی معصومین‏«ع‏»بپردازند و خود نیزالگوی اخلاق و تعهد باشند. رسالت مقدس مداحان در عصر حاضر عبارتست از:

-استفاده شایسته از عواطف پاک مردم و جهت دادن به آنها در مسیر پاکی وتهذیب و تقوا.

-تعمیق محبتها و عشقهای درونی به انسانهای اسوه و پاک.

-روشنگری افکار جامعه و هدایت‏به ارزشها و خوبیها و تقویت ایمان مردم.

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و ششم اسفند 1385

لينك مطلب

                    

 به نام خدا

 از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود. از زلالی وصداقت آ ب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.خدایا صبورا مهربانا چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده. در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی  نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم .
ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و ششم اسفند 1385

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by hoseinteshnehlab.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM