تبليغاتX
حسین تشنه لب

حسین تشنه لب

مذهبی.اونایی که به آقامون حسین(ع)ارادت دارن بیان

 

صفحه1

فضائل امام على (عليه السلام)

مقدمه

مقدمه

مقدمه

شخصيت عظيم و گسترده امير المؤمنين على عليه السلام وسيعتر و متنوعتر از اين است كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد.براى يك فرد،حد اكثرى كه ميسر است اين است كه يك يا چند ناحيه معين و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد.

يكى از جوانب و نواحى وجود اين شخصيت عظيم،ناحيه تاثير او بر روى انسانها به شكل مثبت‏يا منفى است و به عبارت ديگر«جاذبه و دافعه‏»نيرومند اوست كه هنوز هم نقش فعال خود را ايفا مى‏نمايد و در اين كتاب درباره‏اش گفتگو شده است.

شخصيت افراد از نظر عكس العمل سازى در روحها و جانها يكسان نيست.به هر نسبت كه شخصيت حقيرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول مى‏دارد و در دلها هيجان و موج ايجاد مى‏كند،و هر چه عظيمتر و پرنيروتر است‏خاطره انگيزتر و عكس العمل سازتر است،خواه عكس العمل موافق يا مخالف.

شخصيتهاى خاطره انگيز و عكس العمل ساز،زياد بر سر زبانها مى‏افتند،موضوع مشاجره‏ها و مجادله‏ها قرار مى‏گيرند،سوژه شعر و نقاشى و هنرهاى ديگر واقع مى‏شوند،قهرمان داستانها و نوشته‏ها مى‏گردند.اينها همه،چيزهايى است كه در مورد على عليه السلام به حد اعلى وجود دارد و او در اين جهت‏بى‏رقيب و يا بسيار كم رقيب است.گويند محمد بن شهر آشوب مازندرانى-كه از اكابر علماى اماميه در قرن هفتم است-هنگامى كه كتاب معروف مناقب را تاليف مى‏كرد،هزار كتاب به نام‏«مناقب‏»كه همه درباره على عليه السلام نوشته شده بود در كتابخانه خويش داشت.اين يك نمونه مى‏رساند كه شخصيت والاى مولى در طول تاريخ چقدر خاطرها را مشغول مى‏داشته است.

امتياز اساسى على عليه السلام و ساير مردانى كه از پرتو حق روشن بوده‏اند اين است كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن انديشه‏ها،به دلها و روحها نور و حرارت و عشق و نشاط و ايمان و استحكام مى‏بخشند.

فيلسوفانى مانند سقراط و افلاطون و ارسطو و بو على و دكارت نيز قهرمان تسخير انديشه‏ها و سرگرم كردن خاطرها هستند.رهبران انقلابهاى اجتماعى مخصوصا در دو قرن اخير،علاوه بر اين،نوعى تعصب در پيروان خود به وجود آوردند.مشايخ عرفان پيروان خويش را احيانا آنچنان وارد مرحله‏«تسليم‏»مى‏كنند كه اگر پير مغان اشارت كند سجاده به مى رنگين مى‏نمايند.اما در هيچ كدام از آنها گرمى و حرارت توام با نرمى و لطافت و صفا و رقتى كه در پيروان على،تاريخ نشان مى‏دهد نمى‏بينيم.اگر صوفيه از دراويش لشكرى جرار و مجاهدانى كار آمد ساختند،با نام على كردند نه به نام خودشان.

حسن و زيبايى معنوى كه محبت و خلوص ايجاد مى‏كند از يك مقوله است،و سيادت و منفعت و مصلحت زندگى كه كالاى رهبران اجتماعى،و يا عقل و فلسفه كه كالاى فيلسوف است،و يا اثبات سلطه و اقتدار كه كالاى عارف است،از مقوله‏هاى ديگر.معروف است كه يكى از شاگردان بو على سينا به استاد مى‏گفت اگر تو با اين فهم و هوش خارق العاده مدعى نبوت شوى،مردم به تو مى‏گروند،و بو على سكوت كرد.تا در سفرى در فصل زمستان كه با هم بودند،سحرگاه بو على از خواب بيدار شد و شاگرد را بيدار كرد و گفت:تشنه‏ام،قدرى آب بياور.شاگرد تعلل كرد و شروع كرد به عذر تراشيدن.هر چه بو على اصرار كرد،شاگرد حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترك كند.در همين وقت فرياد مؤذن از بالاى ماذنه بلند شد كه‏«الله اكبر،اشهد ان لا اله الا الله،اشهد ان محمدا رسول الله‏».بوعلى فرصت را مناسب ديد كه جواب شاگرد را بدهد.گفت:تو كه مدعى بودى اگر من ادعاى پيغمبرى كنم مردم ايمان خواهند آورد،اكنون ببين فرمان حضورى من به تو كه سالها شاگرد من بوده‏اى و از درس من بهره برده‏اى آنقدر نفوذ ندارد كه لحظه‏اى بستر گرم را ترك كنى و آبى به من بدهى،اما اين مرد مؤذن پس از چهار صد سال فرمان پيغمبر را اطاعت كرده،از بستر گرم خارج شده و رفته بر روى اين بلندى و به وحدانيت‏خدا و رسالت او گواهى مى‏دهد.ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

آرى فيلسوفان شاگرد مى‏سازند نه پيرو،رهبران اجتماعى پيروان متعصب مى‏سازند نه انسانهاى مهذب،اقطاب و مشايخ عرفان ارباب تسليم مى‏سازند نه مؤمن مجاهد فعال.

صفحه2

در على،هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابى و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتى از نوع خاصيت پيامبران.مكتب او،هم مكتب عقل و انديشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم مكتب حسن و زيبايى و جذبه و حركت.

على عليه السلام پيش از آنكه امام عادل براى ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند،خود شخصا موجودى متعادل و متوازن بود.كمالات انسانيت را با هم جمع كرده بود.هم انديشه‏اى عميق و دور رس داشت و هم عواطفى رقيق و سرشار.كمال جسم و كمال!218 روح را توام داشت.شب،هنگام عبادت از ما سوى مى‏بريد و روز در متن اجتماع فعاليت مى‏كرد.روزها چشم انسانها مواسات و از خود گذشتگى‏هاى او را مى‏ديد و گوشهايشان پند و اندرزها و گفتارهاى حكيمانه‏اش را مى‏شنيد،و شب چشم ستارگان اشكهاى عابدانه‏اش را مى‏ديد و گوش آسمان مناجاتهاى عاشقانه‏اش را مى‏شنيد.هم مفتى بود و هم حكيم،هم عارف بود و هم رهبر اجتماعى،هم زاهد بود و هم سرباز،هم قاضى بود و هم كارگر،هم خطيب بود و هم نويسنده.بالاخره به تمام معنى يك انسان كامل بود با همه زيباييهايش.

مجموعه آثار جلد 16 صفحه 215

استاد شهيد مرتضى مطهرى

على (ع) اسوه انسانيت

على (ع) اسوه انسانيت

تمام انسان‏ها در زندگى خود به دنبال‏«اسوه و الگو»مى‏باشند،و سعى مى‏كنند حركات و گفتار خويش را همانند آن الگوها انجام دهند،خواه آن الگوها خوب باشند و يا بد،و خواه در كارهاى مطلوب باشد و يا نا مطلوب.

دين اسلام نيز اين قانون كلى انسان‏ها و خواسته آنان را مورد تاييد قرار داده،و در هر زمانى الگو و يا الگوهايى تعيين كرده،و مردم را به تبعيت از آنان سفارش نموده،و تخلف از اين كار را موجب كيفر و عقاب دانسته است.

تمام انبياى الهى از اول خلقت‏بشر،هر كدام الگو و اسوه پاك و بدون نقص براى پيروان خود بودند،و رسول خدا نيز طبق آيات زيادى از قرآن مجيد به عنوان اسوه و الگو معرفى شده،و اطاعت او،اطاعت پروردگار عالم معرفى گرديده است.

پس از رحلت پيامبر عاليقدر،اين مسئوليت عظيم به جانشين و وصى بر حقش‏«امير المؤمنين على عليه السلام‏»انتقال يافته،و طبق دلايل زياد و مدارك كافى كه در اين زمينه در بحث‏هاى گذشته نقل كرديم،آن بزرگوار از هر جهت در جايگاه ارشادى و رهبرى رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار گرفته،و وظايف وى را انجام مى‏دادند،و پيروان آئين مقدس اسلام نيز موظفند،اين الگوى تمام نماى رسالت اسلامى پيامبر عزيز را،با جان و دل پذيرفته،و در تمام برنامه‏هاى شخصى و اجتماعى خويش از آن سرور پيروى نمايند.در اين زمينه يكى از دانشمندان بزرگ اهل سنت مى‏گويد:

«فاما على عليه السلام فانه عندنا بمنزلة الرسول صلى الله عليه و آله فى تصويب قوله و الاحتجاج بفعله و وجوب طاعته...»

حضرت امير المؤمنين على عليه السلام نزد ما همانند وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله است،از نظر«عصمت‏»در گفتار،و تمسك به رفتار،و اطاعت و پيروى واجب از دستوراتش...

----------------------------------------------

صفحه3

ملاحظه مى‏كنيد كه در اين فراز جايگاه على،همانند جايگاه پيامبر است،مانند او معصوم است،و مردم در گفتار و رفتار موظفند او را الگوى خويش قرار داده،و از امرش بدون چون و چرا پيروى نمايند،به همان نسبتى كه از رسول خدا تبعيت مى‏كردند.

در احاديثى از طريق شيعه و سنى،پروردگار عالم و رسول گرامى اسلام،«امير المؤمنين على عليه السلام‏»را به عنوان‏«الگو»با عبارات گوناگون معرفى نموده،و از پيروان آئين مقدس اسلام و بندگان الهى مى‏خواهند كه از وى پيروى نمايند،كه ذيلا به چند مورد از آنها اشاره مى‏گردد:

1-عن النبى (ص) قال:قال الله تعالى:«ان عليا راية الهدى،و امام اوليائى،و نور من اطاعنى و هو الكلمة التى الزمتها المتقين،من احبه احبنى و من ابغضه،ابغضنى فبشره بذالك فجاء على فبشرته...»

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند!پروردگار عالم فرمودند!همانا على عليه السلام پرچم و نشانه هدايت است،او پيشواى بندگان و دوستان من است!«على‏»نور روشنگر پيروان الهى،و همان كلمه‏اى است كه بر انسان‏هاى متقى واجب كرده‏ام،هر كس على را دوست دارد،مرا دوست داشته،و دشمنان وى دشمنان من هستند!!اى پيامبر!اين فضيلت را به على خبر ده،و رسول اكرم نيز خبر داد

اين حديث داراى محتواى بسيار والا،و نشانگر فضيلت امير المؤمنين است،كه خداوند متعال الگو بودن و بى نظيرى على را مى‏رساند،و مى‏فرمايد:

الف:خط على،و آئين و افكار وى،همان خط خدا و اسلام حقيقى است،و نزديكى به‏آن حضرت و دوستدارى وى،نزديكى به خدا و دوستدارى‏«الله‏»است،و بر عكس،دورى از على دورى از خداست.

ب:در اين حديث‏«على‏»پرچم هدايت و توحيد معرفى گرديده،راهيان راه او افراد هدايت‏يافته و حقجو مى‏باشند

ج:خداوند«على‏»را در اين فرازها«امام‏»و پيشواى اوليايش قلمداد نموده،كه اسوه بودند آن حضرت را در بر دارد.

د:امير المؤمنين على عليه السلام در اين جملات‏«نور»مسلمانان مطيع و متعهد بيان گرديده،و در واقع اوست،كه انسان‏هاى بيدار را از جهل و ضلالت و تاريكى‏هاى مختلف نجات مى‏دهد...

2-قال رسول الله (ص) :«يا على انت امام امتى و خليفتى عليها بعدى و انت قائد المؤمنين الى الجنة... »

رسول خدا خطاب به امير المؤمنين عليه السلام فرمودند:يا على!تو امام و پيشواى امت من هستى،و جانشين و خليفه منى در ميان آنان،و تو مؤمنين را به بهشت‏برين رهبرى و راهنمايى مى‏كنى...

در اين حديث‏شريف،پيامبر عظيم الشان با عبارات‏«امام‏»،خليفه،قائد»الگويى آن حضرت را مورد تاييد قرار داده است.

3-قال النبى (ص) :«من سره ان يحيى حياتى،و يموت ميتتى فليتمسك بولاء على بن ابى طالب‏»

----------------------------------------------

صفحه4

پيامبر اسلام فرمودند:هر كس دوست دارد مثل من زندگى كند و مثل من بميرد،تمسك كند به ولايت على بن ابى طالب عليه السلام!!

قابل توجه است كه حركت در مسير ولايت على عليه السلام نتيجه‏اش زندگى جاويدانه و عارفانه است همانند زندگى رسول خدا،بنابر اين بمقتضاى اين حديث‏شريف،اسوه بودن آن حضرت مثل اسوه بودن استادش پيامبر بزرگ اسلام است.

و در حديث ديگرى هست كه تمام راهها جز راه على،و تمام رهبرى‏ها جز رهبرى على باطل است،و كليه فرقه‏ها به جز پيروان امير المؤمنين همگى در انحراف مى‏باشند،وفقط و فقط اسوه بودن على و اولاد پاك و معصوم آن حضرت مورد تاييد خداوند است.

لقب‏«امير المؤمنين‏»از سوى خدا فقط به على (ع) موهبت گرديده

لقب‏«امير المؤمنين‏»همچون خلافت‏حضرت على عليه السلام مورد تجاوز يغماگران قرار گرفت،و هر امير و خليفه غاصب پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله خود را«امير المؤمنين‏»خواند،حتى خلفاى‏«بنى اميه‏»و«بنى عباس‏»نيز در آن طمع كرده،و خود را با آن لقب انحصارى مولاى متقيان ملقب ساختند.

شكى نيست كه اين تاج افتخار«امير المؤمنين‏»از طرف پروردگار عالم در زمان خود پيامبر اسلام به حضرت على عليه السلام اعطا شده است،و رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز مامور گرديده على عليه السلام را با آن لقب ملقب ساخته،و بارها به همان صورت حضرتش را بخواند،و در جريان‏«غدير خم‏»و ساير موارد با همين عنوان و لقب،على عليه السلام را مورد خطاب قرار داده،و ولايت و جانشينى آن حضرت را تبريك گفته‏اند،اينك احاديثى را در اين مورد تقديم خوانندگان عزيز مى‏نمايم:

1-قال رسول الله (ص) :اوحى الى ربى ما اوحى ثم قال:«يا محمد!اقرء على على بن ابى طالب عليه السلام‏«امير المؤمنين‏»فما سميت‏به احدا قبله و لا اسمى بهذا احدا بعده‏»

رسول خدا مى‏فرمايد:پروردگار عالم براى من‏«وحى‏»كرد و در آن مرا مامور ساخت كه:على عليه السلام را با لقب‏«امير المؤمنين‏»بخوانم،و فرمود:تا به حال كسى را با اين لقب نخوانده‏ام،و به كسى نيز آن را نخواهم داد!!

اين حديث‏بطور صريح لقب‏«امير المؤمنين‏»را از افتخارات خاص حضرت‏«على‏»مى‏شمارد،

2-عن ابى عبد الله (ع) قال:لما نزلت ولاية على بن ابى طالب،و كان من قول رسول الله (ص) :سلموا على على بامرة المؤمنين...فقالا:امن الله او من رسوله يا رسول الله فقال رسول الله (ص) من الله و من رسوله... امام صادق عليه السلام مى‏فرمايند:چون دستور ولايت و جانشينى على عليه السلام از جانب خدا نازل شد،پيامبر خدا در كلامش فرمود:به على عليه السلام با عنوان‏«امير المؤمنين‏»سلام دهيد، همه اطاعت كردند در اين ميان‏«ابو بكر و عمر»كه حضور داشتند،پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آنان را نيز مامور كرد كه به على عليه السلام با همين عنوان تبريك گفته و سلام دهند.

ابو بكر و عمر گفتند:هم فرمان خداوند است،و هم فرمان من...

----------------------------------------------

صفحه5

3-قال رسول الله (ص) :«...يا ام سلمة!هذا على امير المؤمنين،و سيد المسلمين،وصيى و وعاء علمى و بابى الذى اوتى منه،اخى فى الدنيا و الاخرة...»

«ابن عباس‏»مى‏گويد:در حالى كه رسول خدا با همسرش‏«ام السلمة‏»نشسته بود،على عليه السلام وارد شده،و پيامبر خدا فرمودند:

اى ام اسلمة!اين على بن ابى طالب است،گوشت و خون او،از گوشت و خون من است،او نسبت‏به من همچون هارون است‏به موسى جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد آمد،اى ام السلمه!اين على‏«امير المؤمنين‏»است،او سرور مسلمانان،و وصى من،و جانشين علم من است او درى است كه از طريق آن به سوى من مى‏آيند!!او در دنيا و آخرت برادر من است.

در اين حديث كه از طريق اهل سنت نيز آمده است،مضامين بسيار فراوانى نهفته است:على عليه السلام بترتيب‏«عدل و نفس‏»پيامبر،و سپس‏«امير المؤمنين‏»و«سرور مسلمانان‏»و«جانشين پيامبر»معرفى گرديده و آنگاه ولايت على تنها«مسير رسالت نبوى‏»عنوان گرديده است!

4-قال رسول الله لانس:يا انس اول من يدخل عليك من هذا الباب‏«امير المؤمنين‏»و سيد المسلمين.و قائد الغر المحجلين و خاتم الوصيين....اذ جاء على صلوات الله عليه و آله فقال (ص) :من هذا يا انس؟ فقلت:على...

«انس بن مالك‏»گويد:روزى پيامبر خدا خطاب به من فرمودند:اى انس!نخستين شخصى كه از اين در وارد مى‏گردد«امير المؤمنين‏»است،او پيشواى مسلمانان،و رهبر و بزرگ بزرگان،و پايان دهنده اوصيا است،ناگاه على عليه السلام از در وارد شد،پيامبر خدا فرمودند:يا انس!او كيست؟جواب دادم:على عليه السلام است،پيامبر از جايش بلند شده،و دست در گردن آن حضرت نموده،و با احترام بى نظير با مولاى متقيان بر خورد كرد.

اين احاديث نمونه مى‏رساند كه لقب‏«امير المؤمنين‏»يك تاج افتخارى انحصارى بر سر مبارك على بن ابى طالب از سوى پروردگار عالم است،و هيچ كس حق ندارد خود را«امير المؤمنين‏»بنامد،و رسول خدا در زمان حيات خويش على عليه السلام را با آن لقب خطاب مى‏كرد،و در جريان‏«غدير خم‏»همه مسلمانان از جمله‏«شيخين‏»مامور گرديدند على عليه السلام را با اين عنوان مخاطب قرار داده،و به وى ولايتش را تبريك گويند.

مرحوم‏«علامه امينى‏»رضوان الله عليه از شصت منبع اهل سنت اين واقعه را نقل نموده،كه‏«ابو بكر و عمر»به امير المؤمنين در روز«غدير خم‏»روز ولايت على به خيمه آن سرور وارد گشته،و به او تبريك گفته‏اند.

اعتراف رقبا و دشمنان على (ع) بر الگو بودن آن حضرت

مولاى متقيان امير مؤمنان على عليه السلام از نظر كمالات انسانى و سجاياى اخلاقى،و امتيازات و مناقب خاصى كه دارد،در جهان آفرينش جز رسول خدا صلى الله عليه و آله نظيرى ندارد،و حتى بر تمام پيامبران و سفيران آسمانى،و تفوق داشته، فضايل و مناقب آن بزرگوار آنچنان گسترده و جامع است،كه علاوه بر دوستانش،دشمنان ولايت نيز نمى‏توانند عظمت و الگويى آن سرور را انكار كنند،و در ايام حساس با داشتن بغض و كينه،زبان به مديحه سرايى گشوده،و در فضايل اخلاقى و شخصيت‏بى همتاى او سخن گفته‏اند!

----------------------------------------------

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386

لينك مطلب

 






ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در دوشنبه دهم دی 1386

لينك مطلب

سخنان گهربار حضرت امام محمد تقی علیه السلام

 لَيسَ حُسنُ الجوارِ كَفَّ الأذى‏ ولكِن حُسنُ الجَوارِ الصَّبرُ عَلَى الأذى‏؛
خوشْ‏ همسايگى تنها خوددارى از آزار دادن همسايه‏ نيست ،

بلكه شكيبايى بر آزار ديدن از همسايه‏ است.
تحف ‏العقول ،ص 409

 مَن زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ؛
هر كس او
(یعنی حضرت معصومه (س) ) رابا شناخت زيارت كند بهشت پاداش او خواهد بود.
بحارالأنوار ، ج 102، ص 266

 تَأخيرُ التَّوبَةِ اغْترارٌ؛
به تأخير انداختن توبه ، فريبْ‏خوردگى است.
الإرشاد ، ج 2، ص 205

 الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غالٍ و سُلَّمٌ إلى كُلِّ عالٍ ؛
اعتماد به خدا بهاى هر چيز گران بها است ، و نردبانى به سوى هر بلندايى .
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364

 قَد عاداكَ مَن سَتَرَعَنكَ الرُّشدَ اتِّباعاً لِما تَهواهُ ؛
آن كه براى پيروى از هوس تو ، راه پيشرفت را از تو پنهان كند ، با تو دشمنى كرده است .
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364

إعلَم أنَّكَ لَن تَخلُوَ مِن عَينِ اللَّهِ فَانظُر كَيفَ تَكونُ؛
بدان كه از ديده خدا پنهان نيستى . پس بنگر كه چگونه ‏اى.

تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در دوشنبه دوازدهم آذر 1386

لينك مطلب

 



پنجره فولاد رضا(ع)، برات کربلا ميده


هرکي ميره به کربلا،از حرم رضا(ع) ميره


 


ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386

لينك مطلب

خواهم تورا مهمان کنم

درگوشه اي ازقلب خويش.

اياقبولش ميکني ؟

اين قلب ويرانه را؟؟؟

************ ***

بياييدکمترخطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خداپشت خط باشد.

************ ***

هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند،

اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند.

به شانه ام زديکه تنهاييم راتکانده باشي!!!

به چه دلخوش کنم؟؟

تکاندن برف ازروي ادم برفي؟؟؟

************ ***

براي‌ فرد سالم، دوست‌ داشتن‌ عيب‌هاي‌ ديگري‌ بزرگترين‌ دليل‌ عشق‌ است.

«ميرا اثر کريستوفر فرانک‌»

************ ***

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم

اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اونو پس بگيري

 قلبم رو مي شکني!

************ ***

زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم

 ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري

 بدان كه درون آنها جاي گرفته اي.

 (رو شفوكو)

************ ***

دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن

************ ***

شل سيلور استاين
درون تو صدايي هست که تمام روز در وجود تو زمزمه مي کند؛

حس مي کنم اين درسته، مي‌دانم اين يکي غلطه.

 نه معلم، نه واعظ، نه پدر و مادر، نه دوست و نه هيچ آدم عاقلي

نمي تواند بگويد چه چيز درست است و چه چيز غلط.

تنها به صداي درونت گوش کن!

 

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه سوم آبان 1386

لينك مطلب

 به نام خد اوند بخشنده و مهربان

 

رسول اکرم صل الله

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و گمراهی ، دنیاست و آخرت ،

خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی ها از آن شیطان ملعون است.

 

امام صادق علیه السلام :

شیطان گفت پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:

١- هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند.

٢- کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید.

٣- کسی که برای برادر مومنش آن پسندد که برای خود می پسندد.

٤- کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند.

٥- و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.

 

امام هادی علیه السلام :

شیطان به حضرت نوح علیه السلام گفت : اگر آدمی را بخیل یا حریص یا حسود و یا ستمگر و یا عجول یافتیم ، به سرعت او را به

چنگمی آوریم و اگر تمام این صفات در او باشد – از ماست – و او را چون خود شیطان نافرمان می نامیم.

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

شیطان تا آنگاه که انسان مراقب نمازهای پنجگانه اش می باشد از او می ترسد و چون

نمازهایش را تباه کرد بر او جرائت پیدا می کند و او را در گناهان بزرگ فرو می برد.

 

امام علی علیه السلام :

از خشم بپرهیز که آن ، سپاهی بزرگ از سپاهیان شیطان است.

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

بدانید که هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی کند جز آنکه سومی آنها شیطان است.

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

ای علی ، هر گاه وقت نمازت رسید آماده آن شو و گرنه شیطان تو را سرگرم می کند و هرگاه قصد کار خیری کردی

 شتاب کن و گرنه شیطان تو را از آن منع می کند.

 

امام صادق علیه السلام :

وقتی که میان دو نفر مسلمان قهر و جدایی به وجود آید ، شیطان بسیار خوشحال می  اما همین که با یکدیگر آشتی کنند ،

زانوهایش می لرزد و بند بند وجودش پاره می شود و فریاد می زند : ای وای بر من که به سبب این آشتی هلاک شدم.

 

امام صادق علیه السلام :

خانه ای که در آن قرآن خوانده نمی شود و از خدا یاد نمی گردد ، برکتش کم شده ، فرشتگان آن را ترک می کنند و

 شیاطین در آن حضور می یابند.

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید شیطان از شما دور شود ٬ چندان که مشرق ار مغرب دور است ؟ عرض

کردند چرا. فرمودند : روزه ٬ روی شیطان را سیاه می کند و صدقه ٬ پشت او را می شکند و دوست داشتن برای خدا و هم یاری

 در کار نیک ٬ ریشه او را می کند و استغفار ٬ شاهرگش را می زند.

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در سه شنبه بیستم شهریور 1386

لينك مطلب

مام علی (ع) ميفرمايند : کسی که خويش را بزرگ ببيند در پيشگاه خدا حقير است .

امام باقر (ع) ميفرمايند : سستی و کاهلی به دين و دنيا زيان ميرساند .

امام علی (ع) ميفرمايند : دنيا روياست و مغرور شدن به آن پشيمانی .

امام علی (ع) ميفرمايند : ديدار اهل نيکی قلبها را آباد ميکند .

امام علی (ع) ميفرمايند : ابراز فقر و نداری از کمی همت آدمی سرچشمه ميگيرد .

امام علی (ع) ميفرمايند : ادای امانت ، کليد رزق است .

امام علی (ع) ميفرمايند : زندگی را برای خوردن مخواه ، بلکه خوردن را برای زندگی بخواه .

امام علی (ع) ميفرمايند : گمراهی و زور گويی آخرين مرحله حکومت پادشاهان است .

امام علی (ع) ميفرمايند : مبنای همه عيبها برای انسان طمع زياد است .

امام علی (ع) ميفرمايند : رضايت به مقدرات الهی ، اندوه را از بين ميبرد .

رسول اکرم (ص) ميفرمايند : خداوند بهشت را بر هر زشتگوی بد زبان حرام کرده است .

امام علی (ع) ميفرمايند : قناعت ثروتی است که تمامی ندارد .

امام علی (ع) ميفرمايند : خداوند زيباست و زيباييها را دوست دارد .

 

امام علی (ع) می فرمايند : مبنای همه عيبها برای انسان ، طمع زياد است .

امام علی (ع) می فرمايند : رضايت به مقدرات الهی ، اندوه را از بين می برد .

امام علی (ع) می فرمايند : قناعت ثروتی ست که تمامی ندارد .

رسول اکرم (ص) می فرمايند : خداوند بهشت را بر هر زشتگوی بد زبان ، حرام کرده است .

امام علی (ع) می فرمايند : خداوند زيباست و زيبايی ها را دوست دارد .

امام علی (ع) می فرمايند : دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دليست که ظرفيت آن بيشتر است .

امام علی (ع) می فرمايند : چه بسا روزه داری که بهره اش از روزه ، جز گرسنگی و تشنگی نباشد .

امام علی (ع) ميفرمايند : سخن چينی تير کشنده هست .

امام علی (ع) ميفرمايند : با هوی و هوس خود بجنگيد ، همانطور که به دشمن خود ميجنگيد .

امام علی (ع) ميفرمايند : ديدار اهل نيکی ، قلبها را آباد ميکند .

امام علی (ع) ميفرمايند : ابراز فقر و نداری ، از کمی همت آدم سرچشمه ميگيرد .

امام علی (ع) ميفرمايند : ادای امانت ، کليد رزق است .

امام علی (ع) ميفرمايند : زندگی را برای خوردن مخواه ، بلکه خوردن را برای زندگی بخوای .

امام علی ( ع ) ميفرمايند : گمراهی و زورگويی ، آخرين مرحله حکومت پادشاهان است .


ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386

لينك مطلب

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

به صبح نيمه شعبان تجلّي کرد خورشيدي 

که از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا

*************

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات


بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني 

چو کشتيبان توئي، ما را چه غم از جنبش دري

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

اي حجّت حقّ پرده ز رخسار برافکن 
کز هجر تو ما پيرهن صبر دريديم


جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

تو سيّد و تو سرورم، تو شاهي و تاج سرم

بهر خدا تو مظهرم، سوي خدا تو منظرم

 

به چهر تو منوّرم، به مهر تو مطهّرم 

به فيض تو مقدّرم، به لطف تو مقرّرم

 

به هر صباح و هر شبان، ذکر توام ورد زبان 

دلم چو کوثر آمده

 

تو جنّتي تو بَهجتي، تو راحتي تو رحمتي 

تو عزّتي تو لذّتي، تو مکنتي تو مهجتي

 

مرا به تو نه کُربتي، مرا به تو نه غُربتي 

مرا به تو نه فِکرتي، مرا به تونه مِحنتي

 

به حضرتِ تو شادمان، به فکرتِ تو کامران
 
روي تو دلبرآمده

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات 

اللهم عجل لولیک الفرج

شادی روح پاک شهدا صلوات

التماس دعا برای فرج آقا امام زمان (عج)

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در دوشنبه پنجم شهریور 1386

لينك مطلب

ای سرو بوستان ایستادگی!

ای زیباترین گل باغ حسین (ع)!

 ای جوان رعنا و رشید حسین (ع)

 ای علی (ع) را یادگار!

ای علی اکبر! گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی، لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی. تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.

در چنین روزی حضرت علي اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع)  در سال ۳۳ ه.ق در مدينه دیده به جهان گشودند. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول، خويش خوي رسول، گفت و گويش، گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست، تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد:

«هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم»؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد، امام حسين (ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:« اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...».

حضرت علي اکبر در كربلا حدود ٢٥ سال داشت. برخي راويان سن ايشان را ۱٨ سال و ٢٠ سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه «قصر بنى مقاتل» گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى «انا لله و انا اليه راجعون» گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى می ‏گويد اين كاروان به سوى مرگ می ‏رود. پرسيد: مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود: چرا. پس گفت: «فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين» پس باكى از مرگ در راه حق نداريم!

 روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند، او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان می ‏رفت، امام حسين (ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه ‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود. پس از شهادت، امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد: «قتل الله قوما قتلوك...». حضرت على اكبر (ع)، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين«ع» دفن شده است. مدفن او پايين پاى اباعبد الله الحسين«ع» قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام، شش گوشه دارد.

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

لينك مطلب

..

ماه رجب

 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.

بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.

از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:

ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

 

 

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

ادامه مطلب نوشته شده توسط وحید در جمعه بیست و نهم تیر 1386

لينك مطلب

شهادت امام هادی ع


سوم رجب، سالروز شهادت پيشوای دهم شيعيان حضرت علي النقي الهادی علیه السلام

 

 

 

سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.  آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.